الشيخ محمد علي الگرامي القمي
42
فلسفه (مقدمات، شناخت، ديالكتيك و ادراكات حقيقى و اعتبارى) (فارسى)
عاقلانهتر كار خواهد كرد ، و چون مرگ را ادامهى وجودى همين جهان مىداند و كمال مىشمرد ، احساسش هم اصيلتر و مؤثرتر شده و در خدمات اجتماعى و برخورد با حوادث سهمگين و با دشمنان ، شجاعتر خواهد شد . هم اكنون در اين قطعه حساس تاريخ كشورمان برخورد يك رهبر فيلسوف و فقيه را با بزرگترين اهريمنان طاغوتى جهان ببينيد . شما خطبههاى نهج البلاغه را ببينيد كه چقدر در سطح مطالب عقلانى ، بلند است و آن وقت روح توفنده و سلحشورش را نيز در رزمهاى سراسر عمرش ، و به خصوص جنگهاى احد و هوازن و ليلة الهرير صفين بنگريد ، و سپس تماشا كنيد كه چطور در شوق مرگ در راه خدا مىگريد و مىگويد « من به مرگ از طفل به پستان مادر عاشقترم » . و تازه على عليه السلام ، شاگرد مكتب محمّد صلى الله عليه و آله است و على المنقول خود را يكى از بردگان آن حضرت مىشمارد . « انا عبد من عبيد محمّد » . « من علّمنى حرفا فقد صيّرنى عبدا . » « 1 » روشهاى مختلف حقيقتيابى تا كنون در مكتب اسلام و نيز غير آن ، هفت روش براى تحقيق جهان به كار رفته است ، كه برخى از آنها به نوبهى خود به روشهاى فرعى ديگرى تقسيم مىشوند : 1 - روش عرفا : عرفا راه رسيدن به حقايق را رياضت و كشف و شهود مىدانند و معتقدند با رياضت نفس ، پردههاى تاريك عالم ماده از برابر دل و قلب ما كنار مىروند و حقايق به طور عريان در برابر ما تجلى مىكنند و ما شهود مىكنيم .
--> ( 1 ) - / البته شايد اين جمله على عليه السلام به اين معنى است كه كسى جز خدا و پيامبرش - كه آن هم از طريق وحى مىباشد - به من چيزى ياد نداده و نمىتواند ياد بدهد ، و گرنه بندهاش خواهم بود